نقدی بر نمایش عاشقستان نوشته کیوان صباغ و به کارگردانی محمد پورجعفری؛

نقدی بر نمایش عاشقستان نوشته کیوان صباغ و به کارگردانی محمد پورجعفری؛

قضاوت با حدس و گمان ناداوری است!

انوش نصر ماسوله – کارشناس ارشد بازیگری

عاشقستان نام نمایشنامه ای است به قلم کیوان صباغ که از تاریخ 25 آبان 91 در شهر رشت مجتمع خاتم الانبیا (ص) سالن جمع و جور عاری از نور کامل دکتر رحمدل، با کارگردانی و طراحی صحنه محمد پورجعفری به مدت پنج شب از ساعت شش و نیم عصر با بازیگرانی چون، برنا انصاری (خادم) مریم یکتافرد (سارا) مجید کهریزی (سروان آگاهی) علی علیپور (استوار آگاهی) الناز عسکرزاده (دختر جوان) امیرحسین جادو سخن (پسر جوان) میلاد فتاحی (مرد نابینا) پرهام نصیری (مرد دیوانه) به اجرای عمومی درآمد. دیگر عوامل صحنه این اجرا مریم یکتافرد (دستیار کارگردان) فروغ نوروزی (منشی صحنه) نگار اسماعیلی (طراح بروشور و پوستر) بودند.

در این اثر تئاتری نویسنده کیوان صباغ با هوشمندی خود محل رویداد قصه اش را اداره ای به نام (آگاهی) برگزید که محل استقرارش پیرامون بارگاه امام رضا (ع) بود. زیارتگاهی که در طول سال، مشتاقان حضرتش برای زیارت و گرفتن حاجات خود چون سیلی خروشان روانه مشهد مقدس می شوند. بدیهی است به جهت حضور بیش از حد مردم از اقصی نقاط کشور، پیرامون بارگاه این امام همام، به وضوح مشاهده می شود مسافران با هر ایده و عقیده و دانشی چه بسا شبانه روز در محوطه زیارتگاه، عاشقانه بیتوته می کنند. پس نیاز مبرم این است برای هرچه بیشتر سامان دهی خیل زائران حاجتمند، اداره ای به نام (آگاهی) برقرار باشد که اگر غیر از این اداره می بود از اشخاص مسافر خاطی و غیر خاطی، کسب اطلاعات به موقع ناممکن می نمود چرا که در بین تمامی زائران زیارتگاه، افرادی به قصد سوء استفاده از خلوص نیت زائران با ترفندی یک قدم جلوتر از قانون، به کمین زائران می نشینند تا به قول معروف، ماهی نر همچون اشبلان خودشان را شکار کنند. فلذا پیرامون زیارتگاهی این چنین پر ازدحام اداره ای با نام آگاهی باید حضوری چشمگیر و پررنگ داشته باشد تا سره را از ناسره به حکم قضاوت آگاهانه تشخیص دهند. نویسنده نمایشنامه عاشقستان اگر غیر از اداره (آگاهی) سازمان یا نهاد یا اداره  دیگری را برای حفاظت یا سازمان دهی یا شناخت بیشتر زائران برمی گزید، نتیجه اثرش تاثیرگذار نبود. به باور راقم، نویسنده نیک می دانسته که عدم آگاهی  خود دلیل بر زودباوری است.

در طول اجرا، تماشاچیان عاشقستان، ناظر بر اتفاقات فراوان مراجعین یا دستگیرشدگان هدایت شده به اداره آگاهی می شوند که گاهی مسائل احساسی و بعضی موارد نامردی و نابکاری است. لیکن افسر آگاهی با آگاهی ذاتی خودش در زمان بازجویی از افراد مشکوک آن گونه تیرش را به نقطه هدف می زند تا با حس و گمان به قضاوت نپردازد. یکی از صحنه های قابل اعتنا در این اجرا، ورود مردی است تازه شفا یافته به اطاق سروان آگاهی که استوار دوم اداره برای نجات ایشان از هجوم زائران ناظر بر شفا او را به آگاهی هدایت می کند تا بعد از دور شدن زائران هیجان زده، او راهی منزل خود شود. سروان آگاهی با پی بردن ماجرای مرد تازه شفا یافته، چون در پس زمینه تجربه اش می دانسته که افراد شارلاتانی با صحنه سازی شفا یافتن از حرم امام رضا (ع) اقدام به کلاشی و اخاذی از زائران می کنند به بازجویی مرد نابینای تازه شفا یافته می پردازد. مرد خودش را کور مادرزاد معرفی می کند و می گوید:

سالها با مراجعه به متخصصین چشم پزشک نتوانسته نابینایی خودش را معالجه کند که در کمال نا امیدی با پناه آوردن به حرم امام رضا (ع) ضمن بست نشستن در کنار حرم با آه و ناله ، ضجه و زاری بالاخره با شفاعت امام رضا (ع) خداوند با رحمت و کرم خودش همین چند دقیقه پیش بینایی ام را به من بازگردانیده است آن گونه که الان همه جا را به خوبی می بینم. افسر آگاهی برای صدق گفتار مرد تازه شفا یافته از ایشان درخواست ارائه مدارک پزشکی را می کنند لیکن هر بار مرد شفا یافته با مظلوم نمایی بیشتر از ارائه مدارک پزشکی شانه خالی می کند و در همین ارتباط استوار اداره آگاهی آن چه را که با چشم سر خود دیده بودند با چشم بصر حرف های مرد تازه شفا یافته را از قول زائران به هیجان آمده مورد تایید قرار می دهد. لیکن افسر آگاهی با دانش ذاتی و آموخته های دانشگاهی خود همراه با پلیتیک افسری ، رندی مرد تازه شفا یافته را کشف می کند پس او را در بازداشتگاه برای اعزام به دادگستری زندانی می کند.

در اجرای چگونگی چگونگی کشف رندی نابینای تازه شفا یافته نویسنده ، افسر آگاهی را به دنبال فرمی خاص وامیدارد تا مرد نابینا تمام اظهاراتش را مکتوب کند که مرد شفا یافته طی اظهاری می گوید، سواد نوشتن ندارد افسر آگاهی می پذیرد شخصاً اظهارات او را مکتوب کند برای انجام این کار برای دستیابی به فرم ویژه از مرد نابینای تازه شفا یافته با انتخاب پوشه آبی رنگ با رساندن پوشه به افسر آگاهی. افسر آگاهی با تحکمی خاص به او می گوید تو که پنج دقیقه پیش با شفاعت امام رضا (ع) بینایی خودت را بدست آوردی چگونه رنگ آبی را در بین دیگر رنگ ها تشخیص داده ای؟! پس تو شارلاتانی بیش نیستی که هم از حرم هم از زائران حرم امام رضا (ع) سوء استفاده می کنی تا به مفت خوری خودت ادامه دهی.

گفتنی است در طول رویدادهای این نمایشنامه نکات حایز اهمیت بسیاری هم دیده شده که قابل تامل بیشتر است. فی المثل در صحنه ای جوان دیوانه ای که هشت سال پیش عروس را در کنار حوض حرم گم کرده بود با حضور در کنار خدام جوانی با احترام در مقابل حرم دست به دعا نشسته بود. از او می پرسد که عروس جوانش را ندیده است. خدام جوان که او را می شناخته که مدام در اطراف حرم در پی عروس گم کرده اش به جستجو می پردازد برای این که او را از سرخودش وا بکند به او می گوید چرا یک دقیقه پیش دیده است که مرد دیوانه ای خندد و می گوید: دیوانه ، من هشت سال است همسر جوانم را ندیده ام توچه طور یک دقیقه قبل همسرم را دیده ای؟ بعد از خنده خدام جوان در حال دعا، دور می شود صحنه مذکور ما را که بر تماشا نشسته بودیم به این گفته سوق می دهد که هر دویوانه ای در کار خودش هوشیار و عاقل است.

و مخلص کلام اینکه اجرای نمایشنامه عاشقستان با هدایت و کارگردانی محمد پورجعفری با کمی چشم پوشی به دلیل عدم آگاهی بعضی از نقش آفرینان آن در کشف موارد استثنایی نقش خود، جملگی خوب درخشیدند؛ آن گونه که تماشاچیان از هر قشری تا پایان اجرا، تمام چشم و گوش و هوش، عاشقانه ، عاشقستان  را به تماشا نشستند و در پایان به پاس قدردانی از تمامی دست اندرکاران نمایشنامه مذکور از آنها صمیمانه قدردانی کردند.  

/ 13 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باشگاه خبرنگاران جوان

با سلام. ـ هر کس در هر مقام و سمتی بود نگذاشت که نمایش"پخش زنده رومئو و ژولیت..." نوشته و کار وحید درویشی در جشنواره تئاتر استانی اجرا شود!اما خداوند جای حق نشسته است و کار حرفه ای همیشه در جشنواره های بزرگ دیده می شود.چرا که نمایش "پخش زنده رومئو و ژولیت از زبان مردم کوچه و بازار " به بخش ویژه سی و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر راه یافت. لینک خبر:http://www.theater.ir/fa/news.php?id=32439

هنوز هم عاشقانه دلتنگت هستم هنوز هم هنوز هم

زندگانی برای باور کردن و دوست داشتن است من مدت ها باور کرده ام و دوست داشته ام ... مدت ها راست گفته ام و دروغ شنیده ام ...

یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که .. درکت کند.. و تور اهمانگونه که هستی بپذیرد.. و عاقبت در می یابی که .. او از همان آغاز خودت بوده ای ...

بدترین چیز در زندگی این نیست که سرانجام تنها شوید بلکه آن است که سرانجام گرفتار آدمهایی شوید که باعث شوند احساس تنهایی کنید ...

مریم خجسته

سلام. بسیار لذت بردم از کارهاتون. خبرنگار همشهری هستم. لطفا با من تماس بگیرید اگر مایلید گفتگویی داشته باشیم.

فریق مسرح العربی {المحراب}

سلام من از گروه عربی تئاتر المحراب مزاحمتون میشم وبلاگ زیبایی دارید من را جزء سایت خود لینک کنید وشما دوست عزیز با امدن به سایت ماروحیه ما را رای کارهای بیشتر وزیباتر بالاتر می برید باتشکر منتظر حضور گرم یا علی مدد

گیلان نیوز

افتخاری دیگر برای تئاتر یتیم گیلان.معرفی نامزدهای جایزه نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر تک نفره لینک خبر:http://www.theater.ir/fa/news.php?id=33901

هنر آنلاین

برگزیدگان جشنواره تئاتر تک نفره معرفی شدند. هنرمند پرتوان گیلانی بار دیگر مقام نخست را از آن خود کرد. لینک خبر:http://www.honaronline.ir/Pages/News-26347.aspx

مینا

اجرای آقای انصاری بییییییییییییییی نظیییییییییییر بود!