یک شب دیگر بمان سیلویا/گروه تاتر چیستا/

57369274165675199769.jpg
نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٩ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط محمد نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٩ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط محمد نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٩ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط محمد نظرات () |

مردن هم هنر است

مثل هر کار دیگر

ومن در این کار محشرم...!

                                        سیلویا پلات

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٩ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ توسط محمد نظرات () |

در آب تورا بینم،در آب زنم دستی

هم تیره شود آبم، هم تیره شود کارم

 

ای دوست میان ما "ای دوست"نمی گنجد

ای یار اگر گویم :"ای یار" نمی یارم...!!

 

                                                      مولانا

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۸ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط محمد نظرات () |

تو یک روز بعد از فراموشی می آیی!

کسی نیست از تو حرف بزند


دیگر نوازش انگشتانت،

کلماتم را در ستایش تو

                    وسوسه نمی کنند

دیگردست چشم های تو

                به جایی بند نیست!!

 

و خواب

"خواب نابکار"

رویای ترد انگشتانت را از من خواهد گرفت...!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۸ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ توسط محمد نظرات () |

جدول اجراهای بیست و ششمین جشنواره تئاتر استان گیلان

 

جدول اجرا

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/٢٤ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ توسط محمد نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/۳۱ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ توسط محمد نظرات () |

نقدی بر نمایش عاشقستان نوشته کیوان صباغ و به کارگردانی محمد پورجعفری؛

قضاوت با حدس و گمان ناداوری است!

انوش نصر ماسوله – کارشناس ارشد بازیگری

عاشقستان نام نمایشنامه ای است به قلم کیوان صباغ که از تاریخ 25 آبان 91 در شهر رشت مجتمع خاتم الانبیا (ص) سالن جمع و جور عاری از نور کامل دکتر رحمدل، با کارگردانی و طراحی صحنه محمد پورجعفری به مدت پنج شب از ساعت شش و نیم عصر با بازیگرانی چون، برنا انصاری (خادم) مریم یکتافرد (سارا) مجید کهریزی (سروان آگاهی) علی علیپور (استوار آگاهی) الناز عسکرزاده (دختر جوان) امیرحسین جادو سخن (پسر جوان) میلاد فتاحی (مرد نابینا) پرهام نصیری (مرد دیوانه) به اجرای عمومی درآمد. دیگر عوامل صحنه این اجرا مریم یکتافرد (دستیار کارگردان) فروغ نوروزی (منشی صحنه) نگار اسماعیلی (طراح بروشور و پوستر) بودند.

در این اثر تئاتری نویسنده کیوان صباغ با هوشمندی خود محل رویداد قصه اش را اداره ای به نام (آگاهی) برگزید که محل استقرارش پیرامون بارگاه امام رضا (ع) بود. زیارتگاهی که در طول سال، مشتاقان حضرتش برای زیارت و گرفتن حاجات خود چون سیلی خروشان روانه مشهد مقدس می شوند. بدیهی است به جهت حضور بیش از حد مردم از اقصی نقاط کشور، پیرامون بارگاه این امام همام، به وضوح مشاهده می شود مسافران با هر ایده و عقیده و دانشی چه بسا شبانه روز در محوطه زیارتگاه، عاشقانه بیتوته می کنند. پس نیاز مبرم این است برای هرچه بیشتر سامان دهی خیل زائران حاجتمند، اداره ای به نام (آگاهی) برقرار باشد که اگر غیر از این اداره می بود از اشخاص مسافر خاطی و غیر خاطی، کسب اطلاعات به موقع ناممکن می نمود چرا که در بین تمامی زائران زیارتگاه، افرادی به قصد سوء استفاده از خلوص نیت زائران با ترفندی یک قدم جلوتر از قانون، به کمین زائران می نشینند تا به قول معروف، ماهی نر همچون اشبلان خودشان را شکار کنند. فلذا پیرامون زیارتگاهی این چنین پر ازدحام اداره ای با نام آگاهی باید حضوری چشمگیر و پررنگ داشته باشد تا سره را از ناسره به حکم قضاوت آگاهانه تشخیص دهند. نویسنده نمایشنامه عاشقستان اگر غیر از اداره (آگاهی) سازمان یا نهاد یا اداره  دیگری را برای حفاظت یا سازمان دهی یا شناخت بیشتر زائران برمی گزید، نتیجه اثرش تاثیرگذار نبود. به باور راقم، نویسنده نیک می دانسته که عدم آگاهی  خود دلیل بر زودباوری است.

در طول اجرا، تماشاچیان عاشقستان، ناظر بر اتفاقات فراوان مراجعین یا دستگیرشدگان هدایت شده به اداره آگاهی می شوند که گاهی مسائل احساسی و بعضی موارد نامردی و نابکاری است. لیکن افسر آگاهی با آگاهی ذاتی خودش در زمان بازجویی از افراد مشکوک آن گونه تیرش را به نقطه هدف می زند تا با حس و گمان به قضاوت نپردازد. یکی از صحنه های قابل اعتنا در این اجرا، ورود مردی است تازه شفا یافته به اطاق سروان آگاهی که استوار دوم اداره برای نجات ایشان از هجوم زائران ناظر بر شفا او را به آگاهی هدایت می کند تا بعد از دور شدن زائران هیجان زده، او راهی منزل خود شود. سروان آگاهی با پی بردن ماجرای مرد تازه شفا یافته، چون در پس زمینه تجربه اش می دانسته که افراد شارلاتانی با صحنه سازی شفا یافتن از حرم امام رضا (ع) اقدام به کلاشی و اخاذی از زائران می کنند به بازجویی مرد نابینای تازه شفا یافته می پردازد. مرد خودش را کور مادرزاد معرفی می کند و می گوید:

سالها با مراجعه به متخصصین چشم پزشک نتوانسته نابینایی خودش را معالجه کند که در کمال نا امیدی با پناه آوردن به حرم امام رضا (ع) ضمن بست نشستن در کنار حرم با آه و ناله ، ضجه و زاری بالاخره با شفاعت امام رضا (ع) خداوند با رحمت و کرم خودش همین چند دقیقه پیش بینایی ام را به من بازگردانیده است آن گونه که الان همه جا را به خوبی می بینم. افسر آگاهی برای صدق گفتار مرد تازه شفا یافته از ایشان درخواست ارائه مدارک پزشکی را می کنند لیکن هر بار مرد شفا یافته با مظلوم نمایی بیشتر از ارائه مدارک پزشکی شانه خالی می کند و در همین ارتباط استوار اداره آگاهی آن چه را که با چشم سر خود دیده بودند با چشم بصر حرف های مرد تازه شفا یافته را از قول زائران به هیجان آمده مورد تایید قرار می دهد. لیکن افسر آگاهی با دانش ذاتی و آموخته های دانشگاهی خود همراه با پلیتیک افسری ، رندی مرد تازه شفا یافته را کشف می کند پس او را در بازداشتگاه برای اعزام به دادگستری زندانی می کند.

در اجرای چگونگی چگونگی کشف رندی نابینای تازه شفا یافته نویسنده ، افسر آگاهی را به دنبال فرمی خاص وامیدارد تا مرد نابینا تمام اظهاراتش را مکتوب کند که مرد شفا یافته طی اظهاری می گوید، سواد نوشتن ندارد افسر آگاهی می پذیرد شخصاً اظهارات او را مکتوب کند برای انجام این کار برای دستیابی به فرم ویژه از مرد نابینای تازه شفا یافته با انتخاب پوشه آبی رنگ با رساندن پوشه به افسر آگاهی. افسر آگاهی با تحکمی خاص به او می گوید تو که پنج دقیقه پیش با شفاعت امام رضا (ع) بینایی خودت را بدست آوردی چگونه رنگ آبی را در بین دیگر رنگ ها تشخیص داده ای؟! پس تو شارلاتانی بیش نیستی که هم از حرم هم از زائران حرم امام رضا (ع) سوء استفاده می کنی تا به مفت خوری خودت ادامه دهی.

گفتنی است در طول رویدادهای این نمایشنامه نکات حایز اهمیت بسیاری هم دیده شده که قابل تامل بیشتر است. فی المثل در صحنه ای جوان دیوانه ای که هشت سال پیش عروس را در کنار حوض حرم گم کرده بود با حضور در کنار خدام جوانی با احترام در مقابل حرم دست به دعا نشسته بود. از او می پرسد که عروس جوانش را ندیده است. خدام جوان که او را می شناخته که مدام در اطراف حرم در پی عروس گم کرده اش به جستجو می پردازد برای این که او را از سرخودش وا بکند به او می گوید چرا یک دقیقه پیش دیده است که مرد دیوانه ای خندد و می گوید: دیوانه ، من هشت سال است همسر جوانم را ندیده ام توچه طور یک دقیقه قبل همسرم را دیده ای؟ بعد از خنده خدام جوان در حال دعا، دور می شود صحنه مذکور ما را که بر تماشا نشسته بودیم به این گفته سوق می دهد که هر دویوانه ای در کار خودش هوشیار و عاقل است.

و مخلص کلام اینکه اجرای نمایشنامه عاشقستان با هدایت و کارگردانی محمد پورجعفری با کمی چشم پوشی به دلیل عدم آگاهی بعضی از نقش آفرینان آن در کشف موارد استثنایی نقش خود، جملگی خوب درخشیدند؛ آن گونه که تماشاچیان از هر قشری تا پایان اجرا، تمام چشم و گوش و هوش، عاشقانه ، عاشقستان  را به تماشا نشستند و در پایان به پاس قدردانی از تمامی دست اندرکاران نمایشنامه مذکور از آنها صمیمانه قدردانی کردند.  

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۸ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط محمد نظرات () |

     

گزارشی از نشست برگزار‌کنندگان جشنواره‌ی "از ایده تا بداهه" حوزه هنری استان گیلان با دکتر رحمت امینی؛
جشنواره‌ی "از ایده تا بداهه" باید اعتبار بی‌آفریند
 
جمعی از مسئولان جشنواره تخصصی بازیگری "از ایده تا بداهه" استان گیلان، با حضور در دفتر رییس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری، طی نشستی، ضمن گزارشی از عملکرد خود، خواستار مشاوره، حمایت و همکاری بیشتر حوزه هنری مرکز در برگزاری جشنواره‌ی خود شدند.
 
جمعی از مسئولان جشنواره تخصصی بازیگری "از ایده تا بداهه" استان گیلان، با حضور در دفتر رییس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری، طی نشستی، ضمن گزارشی از عملکرد خود، خواستار مشاوره، حمایت و همکاری بیشتر حوزه هنری مرکز در برگزاری جشنواره‌ی خود شدند.
 
این نشست که صبح امروز؛ یکشنبه 21 آبان‌ماه؛ در دفتر دکتر رحمت امینی برگزار شد حاوی نکاتی برای ارتقاء جشنواره‌ی "از ایده تا بداهه" استان گیلان بود.
 
به گزارش صحنه، در ابتدای این نشست، فرهاد پاک سرشت؛ عضو کمیته داوری جشنواره‌ی "از ایده تا بداهه"؛ پیشینه‌ای از جشنواره تخصصی بازیگری "از ایده تا بداهه" را بازگو کرد و گفت: این جشنواره در سال اول برگزاری خود آنچنان که باید از سوی هنرمندان جدی گرفته نشد. اما با استمرار برگزاری آن، مخاطب خود را پیدا کرد و توانست نظر جمع زیادی از فعالین تئاتر را به خود جلب کند. استقبال از این جشنواره همینک به نحوی شده که بلافاصله با پایان جشنواره، هنرمندان برنامه‌ریزی برای حضور در جشنواره‌ی سال آتی را شروع می‌کنند.
 
پاک سرشت اضافه کرد: متاسفانه نگاه موضوعی این جشنواره کمی درهم است! و تفکیک موضوعی وجود ندارد. سعی ما بر این است که با در نظر گرفتن موضوعاتی از قبیل مذهبی، اجتماعی و یا طنز، این جشنواره را شکیل‌تر و منظم‌تر برگزار کنیم.
 
علی حاج عسگری؛ داور دو دوره از جشنواره "از ایده تا بداهه"؛ در ادامه به بحث آسیب‌شناسی جشنواره اشاره کرد و تصریح کرد: از سوی شرکت‌کنندگان این جشنواره اشتیاقی وجود دارد که بنا به تصور من اگر برای هدایت ایشان تمهیدی در نظر گرفته نشود این اشتیاق و شوق رو به خاموشی گذاشته و جشنواره به کهنگی خواهد رسید.
 
وی دعوت و حضور چند استان دیگر به این جشنواره را راه حل مناسبی برای پویاتر شدن آن عنوان کرد و گفت: اگر جشنواره‌ی "از ایده تا بداهه" علاوه بر استان گیلان با حضور چند استان دیگر برگزار شود می‌توانیم تنوع بیشتری را شاهد باشیم و در نتیجه شرکت‌کنندگان بیشتری را به آن جذب کنیم.
 
در ادامه‌ی این جلسه، محمد مهدی یوسف زاده؛ عضو هیات انتخاب جشنواره؛ استمرار ارتباط شرکت‌کنندگان و برگزار کنندگان جشنواره در طول سال را مهم دانست و افزود: اگر برای جشنواره‌ی "از ایده تا بداهه" یک دبیرخانه دائمی در نظر گرفته شود می‌توان بهتر و دقیق‌تر برای آینده آن برنامه‌ریزی کرد. این دبیرخانه حتی می‌تواند از شکل رایج خود نیز پا را فراتر گذاشته و به محلی برای جلسات ماهیانه شرکت‌کنندگان و انتقال تجربیات آن‌ها تبدیل شود.
 
پور جعفری؛ مدیر دفتر تئاتر حوزه هنری استان گیلان؛ نیز به جنبه‌ی تخصصی این جشنواره اشاره کرد و گفت: من نیز با داشتن دبیرخانه دائمی جشنواره موافقم. در این صورت ما می‌توانیم کارگاه‌های آموزشی برگزار کنیم و از حضور اساتید برجسته‌ی تئاتری نیز بهره ببریم. کما این‌که جشنواره می‌تواند از لحاظ کیفی ارتقا یافته و در آن صورت نیز دیگر می‌توان نگران پر و خالی بودن سالن و استقبال تماشاگران نبود.
پاک‌سرشت با این پیشنهاد به طور قاطع موافق نبود. از نظر وی در این حالت جشنواره به یک کارگاه آموزشی تبدیل می‌شود و از اهداف خود فاصله می‌گیرد. وی ارتقاء کیفی آثار را مهم دانست اما حیات جشنواره را به حضور تماشاگران منوط دانست.
 
در پایان گفت‌و شنود هیات برگزاری جشنواره "از ایده تا بداهه"، دکتر رحمت امینی؛ رییس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری؛ ضمن تشکر از ایشان به ارائه پیشنهاداتی در جهت بهبود کمی و کیفی جشنواره پرداخت.
 
امینی در ابتدا گفت: جشنواره "از ایده تا بداهه" در حوز‌ه‌ی جشنواره‌های تخصصی قرار می‌گیرد. برای اولین قدم بهتر است که شورای سیاستگذاری و شورای علمی حرفه‌ای و تخصصی برای جشنواره‌ی تشکیل شود و شورای علمی می‌تواند شیوه‌نامه‌ای را در جهت اهداف جشنواره تنظیم نماید تا روند برگزاری آن بر اساس شیوه‌نامه‌ای مدون صورت گیرد.
 
وی در خصوص جذب اسپانسر و تقویت بنیه‌ی مالی جشنواره نیز اظهار داشت: حضور آموزشگاه‌های بازیگری خصوصی در جشنواره به خودی خود، یعنی جذب اسپانسری که مرتبط با جشنواره است. از این پتانسیل جشنواره می‌توانید به خوبی استفاده کنید و وقتی آموزشگاهی ببیند با حضور در جشنواره‌ی با کیفیتی می‌تواند بر اعتبارش بی‌افزاید، سعی می‌کند با همه‌ی توانش در جشنواره شرکت کند. ضمن اینکه استفاده از دیگر اسپانسرها نیز بلامانع است اما جشنواره را باید به سمتی پیش برد که شرکت در آن باعث کسب اعتبار و آبرو برای شرکت‌کنندگان باشد. کما اینکه خودتان معتقدید کم و بیش این اتفاق افتاده است.
 
این استاد دانشگاه پیرامون جذب مخاطب نیز خاطرنشان کرد: اگر رپرتواری از آثار برگزیده‌ی جشنواره نیز برگزار شود ‌می‌تواند در جذب تماشاگر، موثر باشد. ضمن این‌که این رپرتوار می‌تواند با چاشنی جلسات نقد و بررسی نیز همراه باشد تا شکلی علمی و آموزشی به خود بگیرد.
 
امینی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: برای برگزاری جشنواره به شکل منطقه‌ای یا سراسری، عجله نداشته باشید. عجله در این اقدام می‌تواند دچار ضعف و شکست روند کار شود.
 
وی در پایان این نشست با اعلام آمادگی مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری برای حمایت از جشنواره‌ی از ایده تا بداهه" استان گیلان گفت: همچون گذشته حمایت‌های علمی و معنوی خود را دریغ نخواهیم کرد ولی باید دید در بودجه سال آینده چقدر دستمان باز است ولی تصور شما باید این باشد که جشنواره باید به لحاظ اقتصادی روی پای خود بایستد.
 
به گزارش صحنه، گفتنی است سومین جشنواره استانی "از ایده تا بداهه" گیلان تابستان امسال با استقبال تماشاگران و هنرجویان بازیگری در حوزه هنری استان گیلان برگزار شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢٢ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط محمد نظرات () |

Design By : Pichak